زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 6 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

دندونای بعدی

سلام دخترکم   دندون هجدهم و نوزدهمت هم بسلامتی نیش زد دندون آسیاب پایین سمت راست 13 آبان و دندون آسیاب بالا سمت راست 14 آبان رویت شد. چند روز هم هست که حالتای سرماخوردگی رو داری و احتمالا بخاطر همین دندوناته امیدوارم اون دندون دیگه ات هم دربیاد و زیاد اذیتت نکنه   فعلا بای جیگرم ...
16 آبان 1395

27 ماهگیت مبارک

  سلام گل دخترم   من واقعا شرمندتم که هر ماه با تاخیر برای تبریک میام 27 ماهگیت مبارک عشق مادر   اینم عکست که بزور گذاشتی ازت بگیرم   دخترکم این ماه وقت اینکه باهات شعر جدید یا حتی اسامی باقی اماما رو کار کنم نداشتم معمولا تو بیرجند چون دورمون شلوغه نمیشه تنها چیزی که این ماه یاد گرفتی  اسم مبارک امام حسینه که به برکت ماه محرم ملکه ذهنت شده...قبل محرم اسم امام سوم و چهارم رو اشتباه میکردی و میگفتی تجاد (سجاد)ولی الان برعکس شده اسم هر دو امام رو میگی اُتِین (حسین) این ماه هم به من میگفتی مامان اِلاله و به بابایی میگفتی بابا مَمود ...هر کی میگفت بابای منه تو میگفتی نه مَمودِ منه...
30 مهر 1395

باز هم با تاخیر 26 ماهگیت مبارک

  سلام عزیزترینم   باز هم با 4 روز تاخیر اومدم ماهگرد بیست و ششمت رو بهت تبریک بگم امیدوارم سالم و زیر سایه امام زمان (عج) باشی   جیگرم خیلی وقته نیامدم و برات ننوشتم   دخترکم خداروشکر خداروشکر بعد از ظهر یکشنبه 21 شهریورماه امام رضا (ع) آقا و سرورمون ما رو طلبید و من و شما و بابایی و دایی مرتضی که اومده بودن کرمان برای ثبت نام دانشگاه با هم راهی مشهد شدیم ظهر روز بعد (عید قربان) حدودا موقع نماز بود که وارد حرم شدیم و رفتیم زیارت (جای همه خالی) بعد از اون هم رفتیم خونه آقای کاری و شب موندیم صبح روز بعد برای زیارت رفتیم حرم و بعدشم بازار 17 شهریور برای دخترکم و اون فرشته دیگمون یه سری لباس ...
2 مهر 1395

خوش بسعاتتون

  سلام دختری خوشکلم   اومدم برات بگم که مادر جون و خاله اطهر و عمو امین و مبین جان و امیر علی جان همین الان که دارم برات مینویسم عازم کربلان خوش بحالشون و خوش بسعادتشون ان شاء الله سالم برن و سالم و با زیارت قبول برگردن دعا کن برای برگشتشون بتونیم بریم بیرجند و دعا کن امام حسین(ع) ما رو هم بطلبه   فعلا خدانگهدارت       ...
17 شهريور 1395